• Archive
  • Contact
توضيحات :
دلتنگی,ولنتاین,تنهایی,عشق,کلافه شدن
منوي اصلي
درباره ما

در کدام گروه سنی قرار دارید ؟ (برای بهبود مطالب وبلاگ)









جنسیت شما چیست ؟ ( برای تطبیق مطالب وبلاگ با شما )

میزان رضایت شما ( از 20) چه قدر است ؟









آخرين مطالب
محبوب ترین ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید کل : 449465
تعداد مطالب : 673
تعداد نظرات : 29
کاربران عضو شده : 6
1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل مطالب مربوط به عشق, تنهایی, تمام کردن, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 11 بهمن 1391 - 03:55

کلافه شدن یعنی:به کسی احساس داشته باشی که سرشجای دیگه گرمه...:|
برچسب‌ها : Ø›

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل مطالب مربوط به عشق, تنهایی, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 11 بهمن 1391 - 03:50

ولنتاین که میشه یاد مستر بین میوفتم که برای خودش کارت پوستال میخرید از پشت در مینداخت تو
برچسب‌ها : ؛؛

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل مطالب مربوط به عشق, تنهایی, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 4 دی 1391 - 11:36



هروزی که میگذره و من دارم آروم آروم همه چیز رو از دست میدم


چند سال قبل امروز رو می دیدم

و الان چند سال بعد رو

هی دور خودم میچرخم و با واقعیت کنار نمیام

یکی نیست بزنه توی سرم بهم بگه پاشو مثل همه زندگی کن

یکی نیست بگه آهای عوضی همه چیز رو فراموش کن

تو هم یکی مثل همین ادمای احمقی

یکی نیس بگه پسر، تو چقدر جو گیری

مگه تو کی هستی

مگه تو چه کاری از دستت برمیاد

مگه تو چه هنری داری

اصلا تو هیچی نیستی

هیچی نمیشی

برو و سرت رو پایین بداز و زندگی کن تا روزی که بری زیرخاک

و فکر کن زندگی خوبه

فکر کن تو خوشبختی

فکر کن همه چیز سر جاشه

فکر کن تو از اولش هیچ هدفی توی این زندگی لعنتیت نداشتی




برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل مطالب هنری, تنهایی, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:53

من خسته ام، تو خسته ای آیا شبیه من؟
یک شاعر شکسته ی تنها شبیه من

حتی خودم شنیده ام از این کلاغ ها
در شهر یک نفر شده پیدا شبیه من
امروز دل نبند به مردم که می شود
این گونه روزگار تو ـ فردا ـ شبیه من
ای هم قفس بخوان که زِ سوز تو روشن است
خواهی گذشت روزی از این جا شبیه من
از لحن شعرهای تو معلوم می شود
مانند مردم است دلت یا شبیه من
من زنده ام به شایعه ها اعتنا نکن
در شهر کشته اند کسی را شبیه من

نجمه زارع


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل مطالب هنری, تنهایی, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

گريد به حالم كوه ودر و دشت از اين جدايي
مي نالد از غم اين دل دمادم فردا كجايي
سفربخير ، سفربخير مسافرمن
گريه نكن ، گريه نكن به خاط من
*****
باران مي بارد امشب ، دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته ره مي سپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم ، شايد ازفكرسفربرگردي امشب
ازتودارم يادگاري ، سردي اين بوسه را پيوسته برلب
قطره قطره اشك چشمم مي چكد با نم نم باران به دامن
بسته اي بارسفررا ، با تو اي عاشقترين بد كرده ام من
رنگ چشمت رنگ دريا ، سينه ي من دشت غم ها
يادم آيد زيرباران با تو بودم ، با تو تنها
زيرباران با تو بودم ، زير باران با تو تنها
باران مي بارد امشب ، دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته ره مي سپارد امشب
اين كلام آخرينت برده ميل زندگي را ازسرمن
گفته اي شايد بيايي از سفر اما نميشه باورمن
رفتنت را كرده باور، التماسم را ببين دراين نگاهم
زيرباران گريه كردم بلكه باران شويد ازجانم گناهم
اين كلام آخرينت برده ميل زندگي را ازسرمن
گفته اي شايد بيايي ازسفراما نميشه باورمن
كي رود از خاطرمن آخرين بوسه شبي درزير باران
گفتي شايد بيايي ازسفراما نميشه باورمن

برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تنهایی, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

دير باريدى باران ...
دير...
من مدت هاست در حجم نبودن كسى خشكيده ام


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تنهایی, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

دیشب تو خواب با بارون مسابقه دادم.اون بارید و من گریه کردم..
باهاش از تو حرف زدم..اون دلتنگ خورشید شده بود و من دلتنگ تو...


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل مطالب هنری, تنهایی, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

وقتی دلت خسته شــد ، دیگر خنده معنایی ندارد ... فـقـط می خندی تا دیگران ، غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد ! وقتی دلت خسته شــد ، دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند ... فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای ! وقتی دلت خسته شــد ، دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن ...


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تنهایی, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

گفتی دهانت بوی شــیر میدهد

رفتـی... حالا بوی سیـگـار

بوی مــشـــروب

بوی دروغ هم می دهد...

برگرد!


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تنهایی, تمام کردن, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

دارم خفه میشم...بخدا خییییییییییلی سخته...خیلی....میتونم صبر کنم تا این روزهای وحشتناک بگذره،اما نمیتونم فراموش کنم،نمیتونم،۴سال امیدم رو به یکباره از دست دادم...تهی شدم ...دور از هرگونه امیدی...این روزها هیچ درمانی براش وجود نداره...آدم ضعیفی نبودم...اما الان ضعیف شدم...آرزوی مرگ میکنم...نه فقط به خاطر از دست دادن تو...به این دلیل که با از دست دادن تو،من،خیلی از چیزهارا از دست دادم...تمام مشکلات اکنون و سختی های دیروز را دوباره به یاد آوردم...

دوستان لطفا برام دعا کنینواقعا دیگه نمیتونم!



سلام دوست خوبم من که دعا کردم بعد هم پیامت گذاشتم که برات دعا کنن


برچسب‌ها :