X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
به آدرس جدید ما سر بزنید : ytest.ir - ضد پسر

  • Archive
  • Contact
توضيحات :
منوي اصلي
درباره ما

در کدام گروه سنی قرار دارید ؟ (برای بهبود مطالب وبلاگ)









جنسیت شما چیست ؟ ( برای تطبیق مطالب وبلاگ با شما )

میزان رضایت شما ( از 20) چه قدر است ؟









آخرين مطالب
محبوب ترین ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 116
بازدید دیروز : 5
بازدید کل : 448430
تعداد مطالب : 0
تعداد نظرات : 29
کاربران عضو شده : 6
1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : ضد دختر, ضد پسر, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:53

سن 14 سالگی: تازه توی این سن، هر رو از بر تشخیص میدن. اول بدبختی.

سن 15 سالگی: یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن. از قیافه خودشون بدشون می یاد.

سن 16 سالگی: توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن. حرف هم نمی زنن، داد می زنن. با راکت تنیس هم گیتار می زنن.

سن 17 سالگی: یه کمی مثلا آدم میشن. فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن.

سن 18 سالگی: هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن. آخ آخ... آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه.

سن 19 سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن. تیز میشن... ابی گوش میدن.

سن 20 سالگی: از همه شون رو دست می خورن... ستار گوش میدن که نفهمن چی شده.

سن 21 سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن... مثلا عاقل می شن.

سن 22 سالگی: نه می فهمن که زندگی همش عشقه... دنبال یه آدم حسابی می گردن.

سن 23 سالگی: یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن... دیدشون عوض می شه

سن 24 سالگی: نه... اون با یه نفر دیگه هم دوسته... اصلا لیاقت عشق منو نداشت.

سن 25 سالگی: عشق سیخی چند؟... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست.

سن 26 سالگی: این یکی دیگه همونیه که همهء عمر می خواستم... افتخار میدین غلامتون باشم؟

سن 27 سالگی: آخیش.

سن 28 سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم.


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : ضد پسر, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:53

اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید

ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!

حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!

تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : ضد پسر, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:53

۸ صبح:تو رخت خواب.....



۹ صبح:
یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده....


۱۰ صبح:
مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)(اه اه حالم به هم خورد)


۱۱ صبح:از جا میپره سمت دستشویی.............(اگه نه که باز خوابه)



۱۲ صبح یا ظهر:
موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و.........اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!

میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!


۱ ظهر:
مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم بابک جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ....بابک جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)....ا...مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه


۲ ظهر:ماماااااااااااااان .....ناهار(چه لوس...اییییییییییی)



۳ ظهر:
مامااااان جورابام کو؟(پسرا همیشه شلختن)


۴عصر:مامااااااااااان ....سوییچ؟؟



۵ عصر:
اولین اتو...(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)


۶ عصر:
به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است....امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر جون بیچاره کمک و امداد...)


۷ عصر:لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی بابک آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ....)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه ...


۸ غروب:دم خونه لیدا و لحظه فراق ....چه زود دیر می شود....!!!



۹ شب:آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند.....



۱۰شب:یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه...



۲شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت .... چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : ضد پسر, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:53

مرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی؟

خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی!

دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقله؟

خدا هم درجواب به این سوال احمقانه خدا پاسخ میده:

واسه این که تورو دوست داشته باشه!!!


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل مطالب مربوط به ضد دخترپسر, ضد دختر, ضد پسر, رایانه, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 29 مرداد 1391 - 12:22

مدتها اين بحث داغ بوده که کامپيوتر دختره يا پسر؟ خلاصه رای گيری ميکنن و يه نتايجی به اين شکل به دست مياد .محکوم نکنید بابا آماره ديگه:))

دخترها گفتند کامپيوتر مذکره ! به اين دلايل:
۱- وقتی بهش عادت ميکنيم؛ فکر ميکنيم بدون اون نميتونيم کاری بکنيم .
۲-با اونکه اطلاعات زيادی دارند ؛نادونن!بدون برنامه آماده هیچ کاری نمیکنن!
۳-قراره مشکلات رو حل کنن ؛اما اغلب مشکل خودشونن!
۴-همين که بهشون عادت میکنیم ؛ کاراييشونو از دست ميدن !
۵- نگاه کردن به history شون معمولا باعث ميشه شاخ دربياريم !

پسرها گفتند کامپيوتر مونثه! به اين دلايل:
۱-به غير از خالقشون کسی از منطق درونيشون سر در نمياره!
۲- فهميدن زبونشون مستلزم سالها رنج بردن و تلاش کردنه!
۳-وقتی با هزار زحمت زبونشونو یاد میگیریم تازه میفهمیم یه زبون جدید اومده!
۴-همین که پایبندش بشیم باید همه پولمونو خرج خرید لوازم جانبیش کنیم!!!
۵-دائم باید update شون کنیم وگرنه کاراییشونو از دست میدن


برچسب‌ها :