X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal

به آدرس جدید ما سر بزنید : ytest.ir - کل نکاتی برای شاغلان

  • Archive
  • Contact
توضيحات :
دفتر کلاسی,هوشمند,خواندنی های جذاب و جالب
منوي اصلي
درباره ما

در کدام گروه سنی قرار دارید ؟ (برای بهبود مطالب وبلاگ)









جنسیت شما چیست ؟ ( برای تطبیق مطالب وبلاگ با شما )

میزان رضایت شما ( از 20) چه قدر است ؟









آخرين مطالب
محبوب ترین ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 43
بازدید دیروز : 0
بازدید کل : 448123
تعداد مطالب : 673
تعداد نظرات : 29
کاربران عضو شده : 6
1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل نکاتی برای شاغلان, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 5 اردیبهشت 1392 - 08:54

برای موفق شدن، چه کارفرما باشید و چه کارمند، باید بتوانید در یادها بمانید.

بااینکه لازم نیست جالب‌ترین آدم روی زمین باشید، اما شناخته‌شده بودن یک از اصلی‌ترین اهداف بازاریابی، تبلیغات و برندگذاری شخصی است.

از دل برود هر آنکه از دیده برفت، و هر که از دل برود از بازار کار هم خواهد رفت.

اما اگر تنها هدف شما این است که برای مقاصد کاری شناخته شوید، جا می‌مانید. آنهایی که برای اهداف درست، به‌یادماندنی هستند معمولاً زندگی غنی‌تر، بهتر و راضی‌کننده‌تری دارند.

پس کارت ویزیت‌های پرزرق‌وبرق و گزاره‌های ارزش فردی و انتخاب‌ لباس‌های ویژه را فراموش کنید.

اینجا به شما یاد می‌دهیم چطور به‌یادماندنی شوید–و لذت بیشتری ببرید.
۱. نبینید، انجام دهید.

هرکسی می‌تواند درمورد فیلم و تلویزیون و یا حتی کتاب نظر دهد. به همین دلیل است که نظر افراد اغلب سریع فراموش می‌شود. چیزی که شما می‌گویید جالب نیست، آنچه انجام می‌دهید جالب است.

زندگی‌تان را به جای تماشا کردن با فعالیت کردن بگذرانید. مطمئن باشید اتفاقات جالبی برایتان می‌افتد. اتفاقات جالب بسیار حاطره‌انگیزتر و به‌یادماندنی‌تر هستند.

این مسئله در این صورت بیشتر مصداق دارد که…

۲. کاری غیرعادی انجام دهید.

یک دایره بکشید و همه وسایلتان را داخل آن بگذارید. دایره شما مثل دایره بقیه خواهد بود: همه کار می‌کنند، همه خانواده دارند، همه خانه، ماشین و لباس دارند…

همه ما دوست داریم فکر کنیم که خاص هستیم اما متاسفانه همه ما یکجور هستیم و یکجور بودن اصلاً به یادماندنی نیست.

به همین خاطر سعی کنید هرازگاهی کاری غیرعادی انجام دهید. به کوهستانی که هیچکس برای کوه‌نوردی نمی‌رود بروید (حتماً آب با خودتان ببرید). با دخترتان مسابقه بدهید تا ببینید کدامتان می‌توانید بیشتر شنا کنید. یا یک روز کارتان را در یک کافی‌شاپ انجام دهید تا آدم‌های مختلفی را ببینید و چیزهای زیادی درمورد مردم و خودتان یاد بگیرید.

هرکاری که می‌کنید، هرچه غیرمنطقی‌تر و بی‌بازده‌تر باشد بهتر است. هدفتان این نیست که کاری ارزشمند انجام دهید؛ هدف این است که تجربه کسب کنید.
تجربیات، مخصوصاً تجربیات غیرعادی، زندگیتان را غنی‌تر و جالب‌تر می‌کنند. حتی می‌توانید…

۳. یک ماموریت بی‌ارزش راه بیندازید.

شما فوق‌العاده متمرکز و بی‌اندازه کارآمد هستید.

همچنین شدیداً حوصله‌سربر.

وقتی جوان بودید و ایده‌های احمقانه را باوجود نتایج غیرمنطقی‌شان دنبال می‌کردید، به یاد دارید؟ مثل سر کشیدم یک بطری نوشابه بدون وقفه…

این کارها باوجود بی‌معنا و غیرمفید بودنشان بسیار مفرح بودند. درواقع هرچه بی‌معناتر و بی‌هدف‌تر باشند، لذت بیشتری به شما می‌دادند.

پس فقط یکبار هم که شده کاری کنید که آدم‌بزرگ‌ها دیگر انجام نمی‌دهند. برای دیدن یک گروه موسیقی هشت ساعت رانندگی کنید یا هر کار دیگری که هیچکس حاضر به انجامش نیست.

مطمئن باشید این کارتان همیشه به یاد خودتان و بقیه خواهد ماند.

۴. به یک جنبش ملحق شوید.

آدمها به کسانیکه به دیگران توجه می‌کنند، توجه خواهند کرد. وقتی برای چیزی یا هدفی می‌ایستید، از دیگران جدا خواهید بود.

اما…

۵. اجازه بدهید دیگران کارهایتان را بفهمند.

آدمهایی که خودستایی می‌کنند برای کاری که انجام داده‌اند به یاد نمی‌مانند؛ برای خودستا بودنشان در ذهن‌ها می‌مانند.

کار خوب انجام دهید و مطمئن باشید بقیه می‌فهمند. هرچه کمتر درمورد کارهای خوبتان حرف بزنید، بیشتر به یاد دیگران خواهد ماند.

۶. از خودتان فراتر روید.

بیشتر اوقات در کارتان با احتیاط گام برمی‌دارید. از هر احتمال شکست دوری کرده و درعین حال برای مطمئن شدن از اینکه دستاوردهایتان روز به روز بالاتر می‌رود، احتمال موفقیت را بالا می‌برید.

به ناچار این رویکرد به زندگی خصوصیتان هم کشیده می‌شود.

بنابراین می‌دوید اما وارد مسابقه نمی‌شود چون نمی‌خواهید که بازنده شوید. می‌خوانید اما وارد هیچ گروه موسیقی نمی‌شوید چون فکر می‌کنید مثل بهترین خواننده‌ها نخواهید بود.

دوست دارید تصویری که از شما به ذهن می‌ماند، ایدآل‌ترین تصویر باشد و فکر می‌کنید که شما یک انسان نیستید، یک رزومه کاری هستید.

دست از ایدآل به نظر رسیدن بردارید. نقص‌هایتان را بپذیرید. دچار اشتباه شوید. چیزهای مختلف را امتحان کنید و بگذارید که شکست بخورید.

و وقتی که شکست خوردید با خودتان با مهربانی و بخشندگی رفتار کنید.

وقتی اینکار را بکنید، مردم مطمئناً شما را به خاطر می‌سپارند چون کسانیکه میل به شکست داشته باشند و از آن نترسند بسیار کم هستند و چون کسانیکه تواضع و بخشایش نشان می‌دهند بسیار نادرند.


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تمام مطالب روز, کل نکاتی برای شاغلان, کل مطالب دانلودی, آی خنده خنده خنده, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 28 بهمن 1391 - 08:54

ین پسرها مجرد میمانند

این دخترها مجرد میمانند

شغل دوم فوتبالیستها

ورژن جدید حسنی

زندگی نامه استیوجابز

تست خود شناسی

تست روانشناسی عشقی

لوگوی جام جهانی 2014

پرسپولیس را چه شده ؟

جواد خیابانی

چند طنز اجتماعی

بیوگرافی مهران مدیری

مدیریت غازی

4 شمع

پیامبر و این تعداد همسر

علی دایی و کنکور

عادل و برنامه نود

نکات لپ تاپ

رابطه اخلاق و ریاضی

42 سخن زیبا و عمیق

ویکتورهوگو : آرزوها

دکتر شریعتی : انسانها

یک با یک برابر نیست

گلابی به شکل بودا

انسانیت

روش جدید دزدی موبایل


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تمام مطالب روز, کل نکاتی برای شاغلان, کل مطالب مربوط به تکنولوژی, کل مطالب دانلودی, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 14 بهمن 1391 - 09:23

 

با سلام خدمت همکاران پرتلاش :

از طریق لینک زیر یک دفتر هوشمند را دریافت نموده و در صورت مهیا بودن شرایط و امکانات

از محیط کامل و متنوع نرم افزاری آن استفاده نمایید .

لینک دانلود :

دفتر کلاسی هوشمند


 


برچسب‌ها : Ø›

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل نکاتی برای شاغلان, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

مدیریت کلاس درس یکی از بزرگترین ترس های معلمین تازه کار است. اما مدیریت کلاس مهارتی است که نه تنها اکتسابی و یادگرفتنی است بلکه باید هر روز تمرین شود. در زیر 10 نکته درمورد مدیریت موفق کلاس درس عنوان می کنیم. این نکات می تواند به شما برای برقراری نظم در کلاس کمک زیادی کند.

1. گذشت زمان همه چیز را راحت تر می کند.

خیلی از معلم ها مرتکب این اشتباه می شوند که سال تحصیلی را با نظم و مدیریت ضعیف آغاز می کنند. دانش آموزان خیلی سریع موقعیت در هر کلاس را ارزیابی می کنند و می فهمند که در هر کلاس تا چه حد می توانند پیش بروند. وقتی اول کار اجازه بدهید که در کارتان اخلال ایجاد کنند دیگر به کار بردن تکنیک های مدیریتی دشوار خواهد شد. اما با جلو رفتن سال تحصیلی همه چیز آسانتر می گردد. فقط این جمله یادتان باشد که، "تا رسیدن عید لبخند نزنید."

2. عدالت رمز کار است.

دانش آموزان خیلی خوب می فهمند که چه چیز عادلانه است و چه چیز نیست. اگر دوست دارید شاگردانتان به شما احترام بگذارند باید با آنها با عدالت و انصاف رفتار کنید. اگر با همه شاگردان با مساوات رفتار نکنید، شاگردانتان دیگر از شما دستور نخواهند گرفت. پس اگر بهترین شاگرد کلاستان هم کار اشتباهی انجام داد حتماً تنبیهش کنید.

3. تا حد امکان با اخلال ها یا ایجاد کمترین وقفه در کلاس برخورد کنید.

وقتی در کلاس اخلال ایجاد می شود خیلی مهم است که با ایجاد کوچکترین وقفه در روند کلاس، فوری با آنها برخورد کنید. اگر شاگردان با هم حرف می زنند و شما مشغول درس دادن هستید از یکی از آنها یک سوال کنید تا حواس همه بچه ها جمع شود. اگر برای برخورد با این اخلال ها روند کلاس را متوقف کنید دقیقاً شاگردانی که این اخلال را ایجاد می کنند را به آرزویشان رسانده اید: یعنی گذشتن وقت کلاس به بطالت.

4. در حضور شاگردان از مواجهه دوری کنید.

وقتی مواجهه ای در کلاس ایجاد می شود همیشه یک برنده و یک بازنده وجود دارد. شما بعنوان معلم باید نظم کلاس را حفظ کنید. اما خیلی بهتر است که به طور خصوصی اینکار را انجام دهید تا اینکه آبروی شاگردی را در حضور دوستانش ببرید. اصلاً کار درستی نیست که از مسائل انظباطی در حضور بچه ها نمونه ای بسازید برای درس عبرت. بااینکه با این روش ممکن است بچه ها درس عبرت بگیرند اما تا آخر سال حتی دیگر یک کلمه هم نخواهید توانست به آن شاگرد آموزش دهید.

5. اخلال ها را با کمی شوخ طبعی متوقف کنید.

گاهی اوقات بهترین چیز این است که همه سر کلاس حسابی بخندند تا همه چیز به روال سابق برگردد. اما خیلی وقت ها معلم ها شوخ طبعی را با ریشخند اشتباه می گیرند. بااینکه شوخ طبعی می تواند خیلی زود موقعیت را مرتب کند اما ریشخند رابطه شما با شاگردانتان را خراب می کند. خوب قضاوت کنید اما متوجه باشید که چیزی که برای یکنفر خنده دارد است ممکن است برای دیگری آزار دهنده باشد.

6. انتظارتان از کلاس بالا باشد.

انتظارتان از شاگردان ادب باشد نه اخلال. این مسئله را با طریقه حرف زدنتان در کلاس به آنها نشان دهید. در همان ابتدای کلاس انتظاراتتان را به بچه ها بگویید مثلاً بگویید، "طی این جلسه گروهی انتظارم این است که موقع حرف زدن اول دستتان را بالا برده و اجازه بگیرید، به همدیگر احترام بگذارید و به حرفهایی که دوستانتان می زنند هم خوب گوش کنید."

7. برنامه بیشتر داشته باشید.

وقت آزاد چیزی است که همه معلم ها باید از آن خودداری کنند. وقتی به بچه ها وقت اضافی بدهید که با هم حرف بزنند، سابقه آموزشی خود را زیر سوال می برید. برای خودداری از بروز این مسئله برنامه بیشتر بریزید. وقتی کار زیادی برای انجام دادن داشته باشید، آموزش ها تمام نخواهد شد و وقت اضافی هم پیش خواهد آمد.

8. ثابت قدم باشید.

یکی از بدترین چیزهایی که بعنوان یک معلم می توانید انجام دهید این است که در اجرای قوانینتان ثبات قدم نداشته باشید. اگر روزی بدرفتاری ها را نادیده بگیرید و دفعه بعدی به خاطر یک تخلف کوچک یک نفر را تنبیه کنید، احترامتان را بین شاگردان از دست می دهید. شاگردان شما این حق را دارند که توقع داشته باشند هر روز رفتار یکسانی داشته باشید. دمدمی مزاج بودن رفتار خوبی برای یک معلم نیست. وقتی احترامتان را پیش شاگردانتان از دست بدهید، توجه و میل آنها به یادگیری را هم از دست میدهید.

9. قوانینتان را توضیح دهید.

تعداد قوانینتان نباید اینقدر زیاد باشد که از عهده اجرا کردن آنها برنیایید. همچنین باید این قوانین را خوب توضیح دهید. دانش آموزان باید بفهمند که چه چیز قابل قبول و چه چیز غیرقابل قبول است. همچنین نتیجه شکستن قوانین نیز باید برای شاگردان مشخص باشد.

10. هر روز را تازه و نو شروع کنید.

در شروع هر روز باید انتظار داشته باشید که شاگردانتان مودب باشند. نباید تصور کنید که چون فلان شاگرد هر روز هفته در کلاستان اخلال ایجاد کرده، امروز هم اینکار را می کند. با اینکار آن شاگرد را به ایجاد اخلال دوباره تشویق نمی کنید.

منبع : سایت مردمان ( پورتال جوانان ایرانی )


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل نکاتی برای شاغلان, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

1. The Design School. This school sees strategy formation as a process of conception.
* Approach: Clear and unique strategies are formulated in a deliberate process. In this process, the internal situation of the organization is matched to the external situation of the environment.
* Basis: Architecture as a metaphor.
* In short: Fit! "Establish fit!"
* Contributions: Order. Reduced ambiguity. Simplicity. Useful in relatively stable environments. It supports strong, visionary leadership

* Limitations: Simplification may distort reality. Strategy has many variables and is inherently complex. Bypassing learning. Inflexible. Weak in fast changing environment. There is the risk of resistance (not-invented-here behavior).

2. The Planning School. This school sees strategy formation as a formal process.
* Approach: A rigorous set of steps are taken, from the analysis of the situation to the execution of the strategy.
* Basis: Urban planning, system theory, cybernetics.
* In short: Formalize! "Strategy should be like a machine."
* Contributions: Gives clear direction. Enables firm resource allocation. Analysts can pre-screen the facts and they can judge the crafted strategies. Control.
* Limitations: Strategy can become too static. The risk exists of Groupthink. Predicting is difficult. Top managers must create the strategy from an ivory tower. Strategy is partly an art.

3. The Positioning School. This school sees strategy formation as an analytical process.
* Approach: It places the business within the context its industry, and looks at how the organization can improve its strategic positioning within that industry.
* Basis: Industrial organization (economics) and military strategy.
* In short: Analyze! "Nothing but the facts, madam."
* Contributions: This school made Strategic Management into a science, enabling future progress. Provides content in a systematic way to the existing way of looking at strategy. Focus on hard (economic) facts. Particularly useful in early stages of strategy development, when data is analyzed.
* Limitations: See Planning School. Neglects power, politics, culture, social elements. Is biased towards large firms. Number-oriented.

4. The Entrepreneurial School. This school sees strategy formation as a visionary process.
* Approach: The visionary process takes place within the mind of the charismatic founder or leader of an organization. The school stresses the most innate of mental states and processes - intuition, judgment, wisdom, experience, and insight.
* Basis: Economics.
* In short: Envision! "The CEO is the architect of the Strategy."
* Contributions: A sound vision and a visionary CEO can help organizations to sail cohesively through muddy waters. Especially in early or very difficult years for the organization. Deliberate in the broad lines. Flexible and emergent in the details.
* Limitations: Sailing a predefined course can blind someone for potential unexpected dangers or developments. How can you find the right leader, with all of the many needed qualities? Entrepreneurial, visionary leaders have a tendency to go too far. Being CEO is an extremely demanding job in this perspective.


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل نکاتی برای شاغلان, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

مفاهیم و تئوریهای مدیریت را می توان براساس موضوع دسته بندی کرد

شناخت و تغییر رفتار فردی، گروهی و سازمانی در حوزة مدیریت رفتار سازمانی قرار می گیرد

. انسان موضوعی است که در کانون توجه نگرش روابط انسانی در مدیریت قرار می گیرد. این نگرش به دو شاخه اصلی (اما مرتبط و مکمل یکدیگر) به نام های مدیریت رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی تقسیم میشود.
مدیریت منابع انسانی، انسان را به عنوان یک عامل حیاتی و ممتاز برای بقا، رشد، رقابت و برتری سازمانی مد نظر قرار می دهد.

نقش استراتژیک مدیریت منابع انسانی در موفقیت سازمان

روش های مدیریت منابع انسانی می تواند موجب بهبود عملکرد شرکت گردد به ویژه رو ش های اعمال این مشارکت یا در واقع نقش مدیریت منابع انسانی شامل موارد زیر می شود

افزایش انگیزش و تعهد کارکنان.

ایجاد یک تفاهم روان شناختی مثبت.
:

طراحی استراتژ یهای روابط کارکنان که امکان مشارکت گسترده تر آنها را میسر سازد.بهره گیری از سیستم های مدیریت به منظور انتقال پیام های مربوط به مسائل مهم از نظر سازمان و روش سازمان در پرداخت پاداش های نقدی و غیرنقدی به تمام کارکنان.ایجاد فرآیندهای مدیریت عملکرد و توسعة مستمر.شفاف شدن فرصت های ارتقای شغلی و تعریف الزامات شایستگی.واگذاری مسئولیت های گسترده به کارکنان به طوری که بتواند از تمام مهار ت ها و توانایی هایشان استفاده کنند.افزایش مهارت های کارکنان و توسعه پایه مهارت های آنها.

برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل نکاتی برای شاغلان, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

عقاید روانشناسان درباره افرادی که در سازمان های صنعتی و بازرگانی مشغول به کارند. مبین آن است که برای بالابردن سطح کیفی و کمـی محصول ضروری استخدمات رفاهی را تا آنجا که میسر است برای کارکنان فراهم و تسهیلات لازم را برای بهزیستی و خرسند سازی آنها ایجاد کنیم زیرا از این طریق است که خرسندی از کار در آنها به وجود می آید و منجر به بازده مثبت ، بروز خلاقیت ، احساس مسئولیت و درنهایت وفاداری می شود.

مؤثر بودن افراد در به ثمر رساندن اهداف سازمان و جوامع، بستگی مستقیم به چگونگی روحیـه آنها دارد و از این رو است که توجه به بالابردن سطح روحیـه کارکنان سازمانی در اداره امور سازمان های اجتماعی از اهمیت خاصی برخوردار است.

کلمه <<روحیه>> به تنهایی معنی مشخص یا خوب و بد ندارد. آگاهی از وضعیت روحیه نیز حائز اهمیت می نماید زیرا می تواند نماینده وضع کلی روابط انسانی در یک سازمان باشد.
روحیه، مجموعه ای از طرز فکر، احساسات و عواطف انسان است. روحیه عبارت از مجموعه کمی و کیفی احساسات، عواطف و اشتیاق فردی یا گروهی برای کار بهتر است.


روحیه و انگیزه 2 عامل تلفیقی وجود انسانی است. مجزا ساختن روحیه از انگیزه های انسانی کاری اجتناب ناپذیر است؛ بدین معنی که انگیزش، آدمی را از درون برمی انگیزد تا فعل و انفعالاتی را از خود بروز دهد و روحیه، چگونگی شدت و ضعف اینگونه فعل و انفعالات را مشخص می سازد.

برای مثال اگر موتور یک اتومبیل را درنظر بگیریم انرژی حاصل از سوخت را انگیـزه (عامل دینامیک) می نامیم و طرز کارکرد (تند، کند و عادی) را روحیــه می گوییم. درجه موفقیت و بازدهی عالی انسانی حاصل کنش ها و واکنش هایی است که بین انگیـزه های درونی و روحیـه ایجاد می شود.

پس انجام هر کاری برای انسان به صورت مطلوب باید برپایه هماهنگی انگیزه و روحیه و در یک جهت باشد و در غیر این صورت عدم بازدهی مثبت در فرد یا در حالت گروهی را باعث می شود. برای مثال اگر کارگر ماهری را در محیطی قرار دهیم ولی وی کار خود را به خوبی انجام ندهد در این حالت براساس تجزیه و تحلیل افتراقی خاطرنشان خواهیم ساخت که انگیزه و روحیه با یکدیگر در یک جهت همگام نبوده و هرکدام جهت های مخالف یکدیگر را طی می کنند که در نتیجه از قوه دافع یکدیگر کارکرد منفی حاصل می شود.


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل نکاتی برای شاغلان, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

چكيده

عدم توجه به اصول ارگونومي و رعايت نكردن آنها در محيط كار، هزينه هاي بسيار زيادي را هم براي كارفرما و هم براي كاركنان بدنبال خواهد داشت. و موجب كاهش كارآيي و افزايش استرس كاركنان نيز مي گردد. در صورتيكه فناوري ارگونومي بدرستي بكار گرفته شود مي تواند موجب حذف يا كاهش صدمات و مشكلات بهداشت و ايمني شغلي در محيط كار و افزايش كارآيي گردد.با وجود اين در طراحي كار توجه كافي بدانها صورت نمي گيرد. هدف اصلي اين مطالعه بررسي نقش ارگونومي و ارتباط آن با استرس شغلي كاركنان مي باشد . نتايج حاصل از اين مطالعه بيان داشت كه بين ارگونومي محيط كار و استرس شغلي رابطه معني داري وجود دارد(05/0ple;). بين فيزيولوژي كار و روانشناسي مهندسي با استرس شغلي رابطه معني دارد(05/0ple;) ولي بين بيومكانيك و آنتروپومتري با استرس شغلي رابطه معني داري يافت نشد(05/0pge;). در اين مقاله ابتدا خلاصه اي از ادبيات تحقيق شامل: تعاريف ، شاخه ها، اهداف ارگونومي ، استرس، عوامل استرس زا، و پيامدهاي استرس بيان مي شود. در ادامه فرضيه ها، روش انجام تحقيق، نحوه تجزيه و تحليل، آزمونهاي مورد استفاده، جمع بندي و ملاحظات تحقيق ارائه شده است


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل نکاتی برای شاغلان, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

چگونه فشارهاي عصبي كاركنان خودرا كاهش دهيم

خلاصه

در اين نوشتار سعي داريم در ابتدا تعريفي از فشار عصبي ارايه نماييم و انواع فشار عصبي را نام ببريم، در ادامه به عوامل به وجود آورنده فشار عصبي در محيط کار اشاره کوتاهي داشته باشيم و در پايان روشهاي مبارزه با فشار شغلي را بياموزيم .

آيا تا به حال در محيط کار خود، دچار فشار عصبي شده ايد؟ در اين مواقع عملکرد شغلي شما چگونه بوده است؟ آيا علت بوجود آمدن فشار عصبي مورد نظر را فهميده ايد؟ و آيا توانسته ايد بر فشار شغلي اتان غلبه کنيد؟

در بسياري از مواقع کارکنان در محيط کار خود دچار فشار عصبي مي شوند که عملکرد شغلي آنها به نحو شديدي تحت تاثير فشار شغلي قرار مي گيرد و به شدت آفت مي کند. بنابراين ضروري است که با فشار عصبي در محيط کار آشنا شويم و راههاي مبارزه با آن را ياد بگيريم.

در اين نوشتار سعي داريم در ابتدا تعريفي از فشار عصبي ارايه نماييم و انواع فشار عصبي را نام ببريم، در ادامه به عوامل به وجود آورنده فشار عصبي در محيط کار اشاره کوتاهي داشته باشيم و در پايان روشهاي مبارزه با فشار شغلي را بياموزيم.

middot; فشار عصبي چيست؟

فشار عصبي به عنوان يک واکنش حسي به وضعيت خارجي که نتيجه آن تغيير وضع جسمي، رواني و رفتاري کارکنان است، توصيف مي شود.


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : کل نکاتی برای شاغلان, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 30 مرداد 1391 - 10:04

مدیریت به مفهوم کلی آن اگرچه سابقه ای به قدمت زندگی اجتماعی انسان و حتی بیشتر از آن دارد ، اما آن چه به نام دانش مدیریت تکامل پیدا کرده به اواخر قرن نوزدهم و عمدتا، اوایل قرن بیستم برمی گردد.

با اندکی دقت در بستر تکوین مدیریت می توان دریافت که هرچند تحولات مدیریتی تابعی از یادگیری و روند معرفت بشری است، اما چه از نظر تکامل و چه از نظر کاربرد، این دانش از اهمیت خاصی برخوردار است، به حدی که امروز مدیریت جای خود را در میان مهمترین فعالیت های زندگی بشر به خوبی باز کرده و به مدد آن از منابع و امکانات بهره برداری می شود و مهمتر از آن توانایی و استعداد <<انسان>> به منصه ظهور می رسد و در سایه آنها اهداف تحقق می یابند.

برای شکل گیری <<فرآیند مدیریت>> مثلثی با سه رکن انسان، مدیریت و سازمان لازم است. تعامل و ارتباط این سه در عرصه عمل تا اندازه ای است که تفکیک و جدایی میان آنها غیرممکن است.

کریتز در کتاب خود مدیریت را چنین تعریف کرده<<فرآیندی برای حل مسائل مربوط به تامین هدف های سازمانی و نحوه مطلوب از طریق استفاده موثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر.>> از آنجا که مهمترین مسائل سازمان ها مسائل مربوط به انسان است در نتیجه اگر بگوییم <<مدیریت یعنی فرآیندی برای حل مسائل انسانی سازمان>> گزاف نگفته ایم زیرا تجربه نشان می دهد سازمان هایی که مشکلات پرسنلی کمتری داشته اند، در مجموع موفق تر بوده اند.

انسان به طور بالقوه دارای حس همکاری، سخت کوشی و قابلیت اعتماد است و اکثر مردم در سازمان اغلب اوقات بیش از آنچه از آنها انتظار می رود، کار می کنند و وجودشان در محیط کار مسرت آمیز است.

تعداد اندکی نیز هستند که به نظر می رسد هیچ انتظاری را آن طور که باید و شاید تامین نمی کنند. متاسفانه وضعیت هایی به چشم می خورد که در آن حتی کسانی که کارکنان خوبی نیز هستند، کار را درست انجام نمی دهند یا اصلا کاری انجام نمی دهند و در یک کلام انتظار مدیران را تامین نمی کنند. آیا تاکنون به این موضوع توجه شده که <<چرا کارکنان انتظارات مدیران را تامین نمی کنند؟>> و یا <<عوامل موثر بر تامین انتظارات مدیران چیست؟>>
در سازمان و محل کار، به موضوع انتظار از نقشی که افراد باید ایفا کنند، معمولا از دیدگاه قراردادهای روانی نگریسته می شود.

این قرارداد، نوعی قرارداد نانوشته است که بین کارکنان و کارفرما در هر سازمان منعقد می شود و درآن انتظارات متقابلی که افراد از نظر رفتاری از یکدیگر دارند تعیین می شود. کارکنان انتظار دارند که مدیریت سازمان، رفتاری عادلانه داشته و مدیریت سازمان نیز انتظار دارد که کارکنان نگرش خوبی به سازمان داشته باشند.


برچسب‌ها :