• Archive
  • Contact
توضيحات :
sms
منوي اصلي
درباره ما

در کدام گروه سنی قرار دارید ؟ (برای بهبود مطالب وبلاگ)









جنسیت شما چیست ؟ ( برای تطبیق مطالب وبلاگ با شما )

میزان رضایت شما ( از 20) چه قدر است ؟









آخرين مطالب
محبوب ترین ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید کل : 449465
تعداد مطالب : 673
تعداد نظرات : 29
کاربران عضو شده : 6
1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تمام اس ام اس ها, آی خنده خنده خنده, | نسخه قابل چاپ
تاريخ ارسال مطلب : 20 دی 1391 - 09:52

برای افزایش سرعت وب ادامه مطلب مشاهده کرده.

با تشکر ، وب یگانه


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تمام اس ام اس ها, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 29 مرداد 1391 - 12:22

اس ام اس های عاشقانه سری ۱۳

اکنون با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر می شوم . این زندگی من است !

چون عاشقی آمد ، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم . (جبران خلیل جبران)

گل فرستادم ، تو بو کن ، اگر رفتم تو با گل گفتگو کن ، اگر مردم فدای تار مویت ، اگر ماندم ، که باز آیم به سویت .

سرود انتظار تو ترانه ی دلم شده و باز امید دیدنت بهانه ی دلم شده .

سکوت بهترین تفسیر دوست داشتن است ، مهم در کنار هم بودن نیست ، بیاد هم بودن است .

زندگی مثل یه پل قدیمیه ! به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه ، به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره .

عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد .

شب است و یاد تو مرا پر از ترانه می کند ، چه کرده ای که دل چنین تو را بهانه می کند .

سیب سرخی را به من بخشید و رفت ، ساقه ی سبز دلم را چید و رفت ، عاشقی های منو باور نکرد ، عاقبت بر عشق من خندید و رفت ، اشک در چشمان سردم حلقه زد ، بی مروت گریه ام را دید و رفت .

کبوتر نباش که تو دل آسمان پرواز کنی ، آسمان باش تا کبوتری در دلت پرواز کند .

انجماد قلب ها را از خشک سالی چشم ها می توان فهمید ، چشمی که گریستن نمی داند ، زیستن نمی تواند .

زندگی مثل دیکته است ، هی غلط می نویسیم و هی پاک می کنیم ، دوباره می نویسیم و باز پاک می کنیم ، غافل از اینکه یه روز داد می زندد ورقه ها بالا !

اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار خدا بوده ! اگه بی محابا دلها از دستها بهم گره خورد بدون کار خدا بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی بدون تنها محرمت خدا بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفه ات کرده شک نکن تنها مرحمت خداست که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده .

بودنم را هیچ کس باور نداشت ، هیچ کس کاری به کار من نداشت ، بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ ، آنکه خوابیده در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد .

آن سوی دلتنگی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه نداشتن هاست .

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد ، دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند ، دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد ، دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند ، دلم برای کسی تنگ است ، دلم برای تو تنگ است .

به روی گونه تابیدی و رفتی ، مرا با عشق سنجیدی و رفتی ، تمام هستی ام نیلوفری بود ، تو هستی مرا چیدی و رفتی .

بی تو آغاز می کنم من روزهای زرد را ، اشک و آه و ناله ها و درد را ، می نویسم بی تو بودن های من پایانم است ، بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را .

در من ترانه های قشنگی نشسته اند ، انگار که از نشستن بیهوده خسته اند ، انگار سالهای زیادیست ... ، امید خود را به این ترانه بسته اند .

تو با آواز خود شب را شکستی ، ولی من بی دریچه مانده ام باز ، هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ ز یاران باز هم جا مانده ام باز .


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تمام اس ام اس ها, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 29 مرداد 1391 - 12:22

اس ام اس های عاشقانه سری 11

روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .

امروز دیدمت خسته بودی ، اگه اشتباه نکنم دل شکسته بودی ، دوستم نداری می دونم ، حتما به دیگری دل بسته بودی !

اگر زیستن را دوست داشتم ، هرگز به هنگام به دنیا آمدن نمی گریستم !

ای دوست ، معرفت چیز گرانی است که به هرکس ندهندش !

خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز !

در زندگی اختیار بادها دست ما نیست ، ولی اختیار بادبانها دست ماست .

برو بشین رو پشت بوم ، روتو بکن به آسمون ، در جهت وزش باد ، یه بوس فرستادم برات .

پرسیدند بهشت را خواهی یا دوست ؟ گفتم : جهنم است بهشت بی دوست !

یک روست وفادار ، تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست ، که اگر پیدا کردی قدرش را بدان .

ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم ، او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنا سوختیم .

بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق .

عشق آن چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم و بیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم و هیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود .

زیر باران با یاد تو میروم ، به دنبال جای پای تو ، تو را می پرستم من شبانه ، برای لحظه های شادمانه ، برای با تو بودن صادقانه ، می آیم من به پیشت عاشقانه ، به تو دل بستم من شاعرانه ، اما افسوس از درک زمانه ، چه زیباست راز زمانه ، اگر زندگی باشد یک ترانه .

هرگز امید را از کسی سلب نکن ، شاید این تنها چیزی باشد که دارد .

عشق غیر از تاولی پر درد نیست ، هرکس این تاول ندارد مرد نیست ، آمدم تا عشق را معنا کنم ، بلکه جای خویش را پیدا کنم ، آمدم دیدم که جای لاف نیست ، عشق غیر از عین و شین و قاف نیست .

آنکه مرا خوب درک می کند ، یک روز زادگاه مرا ترک می کند .

رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست ، بلکه به معنی حضور در درون اوست .

عشق مرزهای زمان را فتح می کند ، عشق هیچ مرگی نمی شناسد ، عشق بر مرگ غلبه می کند .

وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم ، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی .

یه بار دیگه بگو آره ، نگو سخته چه دشواره ، به پای قلب سرد تو ، شدم مجنون و آواره .


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تمام اس ام اس ها, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 29 مرداد 1391 - 12:22

وقتی قدرت عشق بر عشق به قدرت غلبه کند ، دنیا طعم صلح را می چشد .

اگر از کسی متنفری از قسمتی از خودت در او متنفری ، چیزی که از ما نیست نمی تواند افکار ما را مغشوش کند .

عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است .

دلم در هر تپش صد بار آواز تو می خواند ، تو هم یاد دل ما می کنی یا نه ؟

یه شاخه گل یه دنیا مهربونی ، به تو که هم گلی هم مهربونی .

بادکنکه دلتنگیام پر شده از هوای تو ، اگه نیای میترکه خونش میوفته پای تو .

پناهم می دهی امشب ؟ میان آب و گل رقصان ، میان خار و گل خندان در آن آغوش نورانی ، پناهم می دهی امشب ؟ دل و دین در کف یغما و من تنها در این هنگام روحانی ، پناهم می دهی امشب ؟

دیشب از دوری تو مرغ دلم پر می زد ، تا دم صبح فقط یاد تو در دل می زد .

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو .

اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی به آسمان بیندیش ، چون در آسمان کسی هست که به تو می اندیشد .

یکی می پرسد اندوه تو از چیست ؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟ می نویستم برای آنکه باید باشد و نیست .

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند ، ولی حیف که من زاده ی امروزم ، خدایا جهنمت فرداست ، پس چرا امروز می سوزم ؟

همیشه برای گلی گلدون باش که اگه به آسمونم رسید یادش نره ریشه اش کجاست .

من اینجا بس دلم تنگ است ، و هر سازی که می بینم بد آهنگ است ، بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ، ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است .

نجوایی از سوی تو ، نگاهی کوتاه از تو ، لبخندی بر لبان زیبایت ، و من خود را غرق در عشق دیدم .

من بهار را بی تو دوست ندارم ، من عشق را بی تو دوست ندارم ، من نفس کشیدن را بی تو دوست ندارم ، من زندگی را بی تو دوست ندارم .

بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی ، روزها به فکر دیدنم شبها پر از خواب منی .

ز چشمانم هرچه دور افتی به دل نزدیکتر باشی ، تو را کی می تواند روزگار از یاد من گیرد .

آهسته گام بر می دارم و می روم از این شهر خیالی و تو در سطر سطر این کاغذها تا همیشه می مانی .

عاشق که شد به حالش نظر نکرد ، ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست . (حافظ)


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تمام اس ام اس ها, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 29 مرداد 1391 - 12:22

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست ، آنجا که باید دل یه دریا زد ، همین جاست !

آروم باش ! با توکل و تفکر که او زودتر از تو دست به کار شده ، سپس آستین ها را بالا بزن ، آنگاه دستان خداوند را می بینی .

هیچ چیز نمی تواند بر عشق حکومت کند ، بلکه این عشق است که حاکم بر همه چیز است . (لافونت)

عشق یعنی عبرت روزگار ، شلاق زمانه ، قصاص زندگی ، ولی افسوس ، قصاص زندگی را دید ، شلاق زمانه را خورد ، ولی عبرت نگرفت !

با گفتن اینکه : یافتن عشق غیر ممکن است ، وانع ورود عشق به زندگی خود نشو ، سریع ترین راه دریافت عشق ، بخشیدن آن به دیگران است .

عشق مرد قسمتی از زندگی او و عشق زن همه ی زندگی اوست . (لرد بایرون)

عشق حقیقی هیچ گاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود . (ویلیام شکسپیر)

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد .

بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند ، باید آنها را با قلبتان احساس کنید .

با لمس عشق و محبت می توان شیطان را از قلبها بیرون راند .

جالب است ، در زندگی تنها کسانی ما را می رنجانند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند !

آخرین تکه ی قلبم را به پروانه ای دادم که رنگ پرهایش سوی دیدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامی چیزهای دور و برم پاکتر بود ، حتی آبی تر از حوض آبی کلبه ی تنهایی ام .

تا روزی که رفتی می پنداشتم عشق همه اش شیرینی است ! اما آن روز چشمانت به من آموخت که با آخرین نگاه است که اولین رنج آغاز می شود .

تو را برای وفای تو دوست می دارم ، وگرنه دلبر پیمانه شکن که فراوان است .

برای شکستن من یه اخم کافیه ، نیازی به فریادت نیست ، واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه ، نیازی به قهر نیست ، برای مردنم حرف رفتنت کافیه ، نیازی به انجامش نیست .

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ، نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه می گذرند ، پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا !

زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه . (ویلیام شکسپیر)

می دونستی اشک از لبخند با ارزشتره ؟ چون لبخند رو به کسی می تونی بدی ، اما اشک رو برای کسی میریزی که نمیخوای از دستش بدی .

این اس ام اس رو میفرستم برای همه خوب ها که سخت مشغول شطرنج زندگی هستند و نمیدونند که ما ، مات رفاقتشون هستیم .

عاشق کسی باشی حتی اگر سال ها هم نبینیش فراموشش نمی کنی ولی اگر فراموشش کردی تو عاشقش نبودی ، فقط بهش عادت کرده بودی چون عشق چیزی نیست که یک شبه بیاید و یک شبه برود و فراموش شود .


برچسب‌ها :

1 2 3 4 5
نويسنده : عرفان | دسته بندي : تمام اس ام اس ها, | نسخه قابل چاپ

تاريخ ارسال مطلب : 29 مرداد 1391 - 12:22

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

وز بستر عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست

تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت

صداي قلب تو را پشت آن حصار بلند

هميشه مي شنوم

هميشه سوي تو مي آيم

هميشه در راهم

هميشه با توام اي جان

هميشه با من باش

گر یک نفست ز زندگانی گذرد

مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه سودای جهان

عمرست چنان کش گذرانی گذرد

برگیر شراب طرب انگیز و بیا

پنهان ز رقیب سفله بستیز بیا

مشنو سخن خصم که بنشین و مرو

بشنو ز من این نکته که برخیز و بیا

با می به کنار جوی می باید بود

وز غصه کناره جوی می باید بود

این مدت عمر ما چو گل ده روز است

خندان لب و تازه روی می باید بود

یک بوســـــــه ز تو خواســتم و شش دادی

شاگــــــرد که بــودی که چنین اســـــــتادی

خوبـــــی و کـــــــرم را چـــو نکو بنیــــــــادی

ای دنیــــــــــــــا را ز تو هـــــــــــــــــزار آزادی

ما حاصل عمری به دمی بفروشیم

صد خرمن شادی به غمی بفروشیم

در یک دم اگر هزار جان دست دهد

در حال به خاک قدمی بفروشیم

لب باز مگیر یک زمان از لب جام

تا بستانی کام جهان از لب جام

در جام جهان چو تلخ و شیرین به هم است

این از لب یار خواه و آن از لب جام

ای دست جفای تو چو زلف تو دراز

وی بی سببی گرفته پای از من باز

ای دست از آستین برون کرده به عهد

وامروز کشیده پای در دامن باز

بود درد مو و درمونم از دوست

بود وصل موو هجرونم از دوست

اگر قصابم از تن واگره پوست

جدا هر گز نباشه جونم از دوست

مهتاب بنور دامن شب بشکافت

می نوش دمی بهتر از این نتوان یافت

خوش باش و میندیش که مهتاب بسی

اندر سر خاک یک بیک خواهد تافت

چشمت که فسون و رنگ می بارد ازاو

افسوس که تیر جنگ می بارد از او

بس زود ملول گشتی از همنفسان

آه از دل تو که سنگ میبرد از او

ای روی تو آرزوی دیرینهٔ ما

جز مهر تو نیست در دل و سینهٔ ما

از صیقل آدمی زداییم درون

تا عکس رخت فتد در آیینهٔ ما

گفتم که دلم هست به پیش تو گرو

دل باز ده آغاز مکن قصه ی نو

افشاند هزار دل ز هر حلقه ی زلف

گفتا که دلت بجوی و بردار و برو!

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

وز بستر عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست

تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت

بی نور تو روز در محاق افتاده است

بین شب و ماه افتراق افتاده است

چشمان تو چون حادثه ي صاعقه ای

در زندگی شب اتفاق افتاده است!

خواهم که شبی محو جمال تو شوم

نظارگی بزم وصال تو شوم

وانگاه به یاد شمع رویت همه عمر

بنشینم و فانوس خیال تو شوم

تا کی به لبت ناله ی جانسوز بود

یا بر لب تو شعر غم آموز بود

بیهوده در انتظار فردا منشین

کامروز تو فردای پریروز بود

دل را چو به دردِ عشق افسون کردم

از شهر نهاد خویش بیرون کردم

چون راز ونیاز هر دو معجون کردم

آنگاه دوای دلِ پرخون کردم

گر همچو من افتاده ی این دام شوی

ای بس که خراب باده و جام شوی

ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم

با ما منشین اگر نه بدنام شوی

هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد

هر پاکروی که بود تردامن شد

گویند شب آبستن و این است عجب

کاو مرد ندید از چه آبستن شد

تا در ره عشق آشنای تو شدم

با صد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی وش من به حال زارم بنگر

مجنون زمانه از برای تو شدم


برچسب‌ها :